مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی

هیچکدومشون بهم ربطی ندارن!!!

خیلی سال پیش بود. داشت گیس بریده میدید و صورتش غرق اشک بود. بچه بودم و مدام سربه سرش میذاشتم تا بخنده و میگفتم اینا فیلمه همش الکیه. چند سال بعد خودم پای گیس بریده یه عالمه گریه کردم. خیلی راحت با شک و بی اعتمادی و تهمت میشه با زندگی بقیه بازی کرد:/


خیلی از پسرای هیز و چشم چرون بدم میاد(کی خوشش میاد آخه؟!) آماااااا اگه میذاشتن با گیوتین سرِ مردای متاهلی که هیزبازی در میارن و جدا میکردم:/ اینا مرد نیستن نامردن...


یه نصیحت یا توصیه! هیچ وقت ضامن کسی نشید واسه وام گرفتن. یکی هس بابا ضامنش شده بعد یه ماه درمیون جلوی حسابشو بخاطرش میبندن. وقتی زنگ میزنه میگه فلانی برو وامتو بریز حساب این جوابشه: من به کارمنده گفتم دو ماه یک بار میتونم اقساطشو پرداخت کنم نمیدونم چرا دوباره جلوی حسابتونو بسته! فک میکنه بانک خونه خالشه:/

اگه همینطوری پیش بریم ممکنه علاوه بر کل دارایی، اعضا و جوارحمونم بانکا بذارن مزایده:/ والااااا...


بعد مدتهاااا یکی داشت کلی از من تعریف میکرد منم ذووووق مرگ... خواستم بهش بگم دوباره حرفاشو تکرار کنه تا ضبطشون کنم!


اولین باری که دختر عمه ی ماهی رو دیدم بهم گفت: ماهی خیلی ازت حرف میزنه و تعریف میکنه! گفتم: خب حتماااا تعریفیَم دیگه:] چشاش گرد شد! یحتمل داشت با خودش میگفت این دیگه کیه!!!


- تو اگه این زبونو نداشتی چیکار میکردی؟!

+ با زبون اشاره حرف میزدم:)

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.