مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی

می خندی تو

شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ۰۵:۳۵ ب.ظ
میخندید، میخندید، میخندید! از خنده هاش منم میخندیدم.
گفتم: تو بخند که بازم بشه گفت دنیا زیبایی های خودشو داره. بذار باورم بشه که میشه توی یه شبِ تاریک با یه فانوسی که رو به خاموشیه بازم به دنبال دلخوشی گشت و پیداش کرد.
گفتم ولی فقط خودم شنیدم. مثل خیلی وقتای دیگه...
اسم این آهنگه طعم شیرینِ خیاله:) اسمش قشنگه؛ مگه نه؟
۹۸/۱۲/۱۷