مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی

اینروزا بیشتر وقتمو برای کسایی میذارم که دوستم دارن. قبلا دقیقا برعکس بود و ترجیح میدادم بیشتر با کسایی درارتباط باشم که دوستشون دارم. بعدِ مدتها به این نتیجه رسیدم که آدمایی که دوستمون دارن ته ته همه ی اتفاقا برامون میمونن نه کسایی که دوستشون داریم. سخته واقعا آدم از کسایی که دوستشون داره غافل بشه ولی وقتی فکر میکنی با همه ی علاقه ای که بهشون داری هیچ جایگاهی توی زندگیشون نداری کم کم نسبت به دوست داشتنشونم سرد میشی و ازشون فاصله میگیری. یه مدت میگذره و نهایتا بعدِ مدتِ کوتاه یا طولانی دلتنگی براشون به شرایط جدید عادت میکنی. سخته ولی گذر زمان همه چیز رو عادی میکنه.

دارم سعی میکنم بیشتر از قبل کسایی که دوستم دارن رو دوست داشته باشم و اون آدمارو بیشتر از بقیه به خودم نزدیک کنم تا یه روزی اطرافیانم فقط کسایی باشن که دوستم دارن و با این دوست داشتن حس خوبی بهم میدن:) همونایی که توی این شرایط نگرانن بیرون نرم! دستامو بشورم! و حالم خوب باشه.

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.