ضربه هایی که خورده بود بد بود هاااااا ولی درست میشد. مث روزِ اولش نمیشد هااااا ولی درست میشد. درستم نمیشد میشد جایگزینش کرد و بهترشو آورد بجاش...
هرطوری نگاه میکردی جایی برای گریه نمیموند ولی گریه کرد. گریه کرد برای یه جسم بی احساس و دل!
ولی دخترشو شکست و خم نیوورد به ابروش، دخترشو نابود کردن آخ نگفت، همه به دخترش طعنه زدن و انگار نه انگار، مسبب تموم حال خرابیای دخترش رفیق گرمابه گلستانشه و هیچ جوره کنارش نمیذاره و قید دنیا رو میزنه برای اون...
چقدر پدر بودن بهش نمیاد:|
جایگزینش رسید! اون دخترم جایگزین داره؟