مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی
ضربه هایی که خورده بود بد بود هاااااا ولی درست میشد. مث روزِ اولش نمیشد هااااا ولی درست میشد. درستم نمیشد میشد جایگزینش کرد و بهترشو آورد بجاش...
هرطوری نگاه میکردی جایی برای گریه نمیموند ولی گریه کرد. گریه کرد برای یه جسم بی احساس و دل!
ولی دخترشو شکست و خم نیوورد به ابروش، دخترشو نابود کردن آخ نگفت، همه به دخترش طعنه زدن و انگار نه انگار، مسبب تموم حال خرابیای دخترش رفیق گرمابه گلستانشه و هیچ جوره کنارش نمیذاره و قید دنیا رو میزنه برای اون...
چقدر پدر بودن بهش نمیاد:|
جایگزینش رسید! اون دخترم جایگزین داره؟

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.