من مامانم نیستم. اون خودشه من خودم!
قابل توجه اونایی که میگن معلما همش دو سه ماه میرن سر کار و حقوق مفت میگیرن.
باید عرض کنم که اون دو سه ماه هم دیگه نمیریم و از این به بعد صداوسیما زحمتشو میکشه😂
چند ماه پیش یکی از همکاران مامانم اینو فرستاده بود برای گروه مدرسشون. خیلی خوشم اومد ازش! چون وقتی یکی بهم میگفت مامان بابات تابستونا راحت میشینن زیر کولر توی خونه و کیف میکنن و حقوق میگیرن خیلی بهم بر میخورد. هیچکدوم از اونایی که اینو میگفتن درک نمیکردن سختی و حساسیت کار معلم ها رو.
مامانِ من یکی از همون معلم هاییه که وجدانشون حتی اجازه نمیده به اندازه ی یه کلمه با خودکار مدرسه چیزی بنویسند که به کارشون ربطی نداره. مامان من تا چند سالِ پیش حاضر نمیشد بیاد توی مدارس شهر درس بده و بیشتر از پانزده سال توی روستاها خدمت کرد و اونم درحالی که تمام مدیران مدارس نمونه و خاص شهر دنبالش بودن ولی همیشه میگفت دلم میخواد به دانش آموزانی درس بدم که امکانات کمتری نسبت به بقیه دارن. نصف بیشترِ دانش آموزان مامانم تا آخر سال یا ترک تحصیل کردن یا ازدواج! ولی مامانِ من هرروز با انگیزه تر از قبل سرکلاسهاش حاضر میشد و همیشه میگفت حتی اگه دانش آموزانم ادامه تحصیل ندن یه روزی مادر یه تعدادی بچه میشن و حتی اگه یکمی بیشتر بدونن مادرای بهتری میشن. مامان من کنار درس، انسان بودن رو به دانش آموزانش آموزش میده. مامان من برای همه ی دانش آموزان و همکارانش سنگ صبوره. مامان من از اون معلم هاست که بیست و چند سال سابقه کار داره ولی فقط ده سالش ثبت شده و باید پنجاه میلیون پول بده تا چهار سال دیگه بیاد روی سابقش! مامان من یه وقتایی که از مدرسه برمیگرده از شدت خستگی و سردرد بیهوش میشه. مامان من حتی وقتی تصادف کرد هم مدرسه رفت تا بچه ها از درسشون عقب نیفتن. مامان من یکی از بهترین معلم هاست.
مامان من بی نظیره:)