مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی

تو احمق نیستی فقط

چهارشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ۰۱:۰۰ ب.ظ
از اول پاییز یعنی در واقع شروع مهر ماه هروقت تاریخ را فراموش نمیکردم و یادم میماند که مهر ماه است یا وقتی فراموش میکردم و چشمم به تقویمی که مهر ماه را جار میزد میفتاد یاد تبریک تولدی که سال قبل برایش فرستادم، میفتم. تولدت مبارک خدانگهدار تا تولد سال بعدت! همین... آخرین صحبتمان سی مهر سال قبل بود و حالا دوباره سی مهر است. سی مهری که در تقویمِ من به نامش خورده و فراموشم نمی شود. قرار بود امسال دیگر حماقت سال پیش و سالهای پیشتر را تکرار نکنم ولی این بار برای آخرین بار حماقت میکنم و باز هم یادآور میشوم که من همیشه دوستش داشتم و یادش در دلم زنده میماند. کاش حداقل بد بود! کاش تقویمم سی مهر نداشت.
و باز باز باز در ذهنم تکرار میشود تو احمق نیستی فقط مهربانی!
چقدر بعضی ها دلنشین حرف زدن را خوب بلدند.
اما حرف ها فقط حرفند و بیشترشان بی اساس...
۹۹/۰۷/۳۰