از اولین بار، از آن نیمه شبی که گذرت به اینجا افتاد، از آمدنت، آن نیمه شبِ خوشایند هرقدر هم بگویم و بنویسم انگار واژه ها نمیتوانند حقش را ادا کنند. نمیدانم اسمش را چه میشود گذاشت! اتفاق، تقدیر، سرنوشت یا هرچیزی اما برای من خوش بود و مبارک؛ آمدنت. آمدی تا با حرف های پر محبتت دلگرمم کنی، با لبخندِ شیرینت شادی به چشمانم هدیه کنی و با صدایت... راستی گفته بودم چقدر صدایت را دوست دارم؟ گفته بودم بارها و بارها پای گریه هایت از دور گریه کردم و با لبخندت خندیدم؟ راستی این را چطور؟ گفته بودم خیلی دوستت دارم؟! خیلی دوستت دارم ساجده ی من💙
زیباترین زاده ی بهمن؛ زادروزت هزاران بار مبارک
دلت آرام عزیزِدل
فائزه ی تو
۹۹/۱۱/۱۱