مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی
کاش بودی.
یاد اون شب افتادم که خواب دیدمت...
برف می بارید. خوشحال بودم! خوشحال بودی! میخندیدیم!
بیدار شدم؛ تموم شد.