مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی

این یک هشتمِ لعنتیِ ناخواسته وصله ی جانم... کاش هیچوقت نبود!

در نبودش؛ قطعا احوالاتم تعریفِ دیگری داشت.

ناراحت نیستم؛ فقط انگاری هیچ حسی ندارم. بی تفاوتم...
اینم دوست داشتید بشنوید عیشِ عصر جمعه کامل بشه:|