مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی
قول رو گوش میدادم. چقدر آهنگایی که با صدای بارون شروع میشن رو دوست میدارم.
من خوش قول بودم؛ واقعا خوش قول بودم و خیلی بدم میومد از بدقولی...
ولی یه قول هایی به خودم دادم که نتونستم بهشون پایبند بمونم. واقعا آزاردهندس آدم پای قول هایی که به خودش میده نمونه.
یدونه از قول هایی که دادم و همش زیرش زدم این بود؛ به آدما بیشتر از ظرفیتشون اهمیت ندم و محبت نکنم ولی متاسفانه یا ازینور بوم میفتم یا اونور:| انگاری گزینه ی حد وسط و اعتدال واسم معنی نداره:/

آهنگه میخونه: بهت قول میدم دلم نشکنه...
واسه کسی که میخواد بره چه اهمیتی داره واسش که دل کسی بشکنه یا نه!

راستی یه سوال...
خوش میگذره با آدمای جدید؟! اونا کی واست تکراری میشن؟!!! تاریخ انقضای آدمای جدید چقدره واست؟! توام ظرفیت محبت نداشتی. مث خیلیا...
اصن بیخیال، بدرک

آبی:) خیلی دلم میخواست بدونم تو چندبار "قول" رو گوش دادی؟

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.