حس نمیکنی خیلی زود اشک ریختنت شروع شد؟!
اشک اگه نشونه ی ضعف باشه که تو خیلی ضعیفی!
راستی چرا ضعیف شدی؟!
فکرشو نمیکردی؛ نه؟
خیلی زودتر از تمام زمان بندیات اتفاق افتاد.
خودتو آماده نکرده بودی، نه؟!
سردردات چی میگن؟
ضعیف شدی که حالا باید صبح تا شب یادآوری کنی به خودت قرص شیش ساعتی دیر نشه، هشت ساعتی فراموش نشه.
چرا داری کم طاقتی میکنی؟
مگه توی عجول رو دنیا صبور نکرد؟!
چرا داری میلرزی؟! از ترس که نیست؟!
این بار فرق داره، خیلی زیاد... خوب میدونی پس نترس.
همه چیز درست میشه. میدونی که...
فقط از خودش بخواه دلِ همیشه طوفانیتو آروم کنه.
تو که بد نمیخوای. پس درست میشه، خوبم میشه.
یه درصدم شک به دلت راه نده.
فقط یک بار دیگه سراسر باور و یقین باش.
فقط آروم باش، آروم بگیر.* تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست... محمدعلی بهمنی