مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی
مواجه شدن با یه چیزایی شجاعت میخواد!
شجاعت میخواد دونستن و فهمیدن یه چیزایی که شاید فکر میکردی نیستن و وجود ندارن. یه چیزایی که همیشه ته ذهنت میدونستی امکان وجودش هست ولی دلت میخواست انکارش کنی. انکارش کنی و ازش فرار کنی. مثل تمام ویژگی های بد و منفی که داریم و راه آسون تر از اینکه درستش کنیم اینه که انکارش کنیم و خودمونو گول بزنیم که نه نیستن و وجود ندارن... ولی وجود دارن هرقدر هم ماهر باشیم توی انکارشون؛ شاید موفق باشیم و همه ی آدمای اطرافمونو گول بزنیم ولی تا کی به خودمون دروغ بگیم و انکار کنیم. باید بپذیریم فلان ویژگی منفی توی وجودمون هست ولی آخرِ کار، این پذیرش نیست. باید حداقل برای تغییر کردن و بهتر شدن دست به کار بشیم. حداقل به جایی برسیم که لازم نباشه حتی خودمونو جلوی خودمون سانسور کنیم چون شخصیتِ واقعی که داریم حتی مورد پسند خودمون نیست. شاید لازم باشه باور کنیم اون آدم خوبی که خیلیا میگن نیستیم. باورش سخته ولی لازمه. شاید بهتر اینه بجای تظاهر به خوب بودن یکمی روی شخصیت و رفتار و اخلاقمون کار کنیم تا به اون شخصیت ایده آلی که تظاهر میکنیم هستیم واقعا برسیم.
شاید لازم باشه یه بار دیگه تجدید نظر کنیم؛ درمورد آدمی که ساختیم!
* با خودمم؛ ولی میتونه درمورد هرکسی صدق کنه؛ قضاوت با خودتون...