مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی

●یکی از سخت ترین لحظاتی که میشه تجربه کرد اینه که بخاطر عشق و محبتت به شخصی خیلی کارا واسش انجام بدی و آخرش جوابت بشه؛ میخواستی نکنی مگه من ازت خواستم؟! شنیدنش آدمو از زندگی سیر میکنه.

● خیلی درد داره یه چیزایی توی وجودت پیدا کنی که دوستشون نداشته باشی و دلت نخواد باشن اما رفتار دیگران توی شکل گیری اون ویژگی در درونت بیشترین نقش رو داشته؛ مثل کثافتی به نام مهر طلبی...

● دارم فکر میکنم وقتی آدمی حتی محبت والدینش رو شرطی داشته چقدر سخته بخواد خلاف این عمل کنه.

● حس میکنم باید کوبیده بشم از بیخ و بن و دوباره ساخته بشم! 

● میخوام خیلی فکر نکنم، میخوام خیلی حساس نباشم، میخوام خیلی چیزای دیگه نباشم؛ اصلا میخوام خودم نباشم!

● دیگه داره باورم میشه مقصر ترک دیوارِ کنار پنجرم منم!

● حالم میخواد خوب باشه؛ بیچاره حالم...

● حس آوارگی دارم!

● استااااااد به سخره گرفتن غصه ها و دردا شدم! یه جوری میخندم و میخندونم که بیا و ببین...

● یه آهنگ با حالِ خوب داره توی ذهنم تکرار میشه. دلم میخواد این آهنگه تهش قصه ی زندگیم بشه!

راستی راستی نزدیک به یکساله هیچی ننوشتم! حرف زیاده؛ شاید بازم نوشتم.

راستی پستای جدیدو فقط دنبال کنندگانِ وفادارم (😅) میتونن بخونن.

ببخشید بابت پیامای بدون جوابتون... شاید یه روزی جواب دادم.

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.