دوستانِ همراهم، من معمولا میام اینجا که غر بزنم! خاطرتون مکدر میشه، نخونید.
مغزم دیگه یاری نمیکنه از بس فکر کردم حس میکنم داره دود ازش بلند میشه!
میگه: یه جایی به نام عالم ذر این زندگی که داریم رو به ما نشون دادن و ما قبولش کردیم.
از همین جا اعلام میکنم من غلط کردم بخدا...
میگه: احتمالا یه چیزی، یه روزی رو دیدیدم که این زندگیو قبول کردیم!
چه جلافتا :|
از پرکاربردترین کلمات توی صحبت های من (نمیدونم) هستش! نه که واقعا این همه نمیدونم! دیگه حال ندارم توضیح بدم.
مار؛ جانوری که من هم ازش میترسم خیلی زیاد، هم بدم میاد، هم چندشم میشه و هرچیز بد دیگه ای...
راستی شما هم زبون عین مار دیدید؟!
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.