سلااااام دوستانم(جواب سلام واجبه هاااا:] )
اومدم یه عالمه مثلا بنویسم!
مثلا انقدر خسته باشی که نای حرف زدنم نداشته باشی.
مثلا اینترنتا که قطع شد دوستت بعدِ دوسال وبلاگتو توی بوک مارک گوشیش پیدا کنه و بیاد سراغت اونم درست وقتی که فکر میکنی یادش رفته توام وجود داری.
مثلا همش زل بزنی به یه last seen a long time ago و وقتی recently شد ذوق کنی، حتی اگه هیچ چتی برای بازخوانی و خاطره بازی نباشه.
مثلا مث یه عدد بیشور بری و عکسای دوتا از دوستای عکاستو توی پیجشون ببینی و یه لایک ناقابلم نذاری! ( دوستانِ جانم بدانید و آگاه باشید وصف زیبایی عکسهای شما در یک عدد قلب نمیگنجد)
مثلا برای یه پستی که انتظارشو نداری یه عالمه کامنت سرازیر بشه به وبلاگت( پستِ قبلی)
مثلا بفهمی اونی که بهت دروغ گفت نیتِ شومی درسر داشته و توی خوش باور فکر میکردی دروغ گفته ناراحت نشی(//پستِ قبل)
مثلا یکیو داشته باشی که وقتی براش دردو دل میکنی از خنده ریسه بره و توام از خنده هاش خندت بگیره و غم دوعالمو یادت بره.
مثلا بهت بگه: تو بهارِ دنیای خزان زده ی منی، بیهوده نیست که زاده ی بهاری. بعد جواب بگیره: من دلم میخواد تابستونت باشم! تابستونابیشتر خوش میگذره(شکلک خنده با نیشِ تابناگوش باز)
مثلا بعدِ مدتها من کامنتای پستمو باز بذارم( حالا ضایع نکنیدم و هیچی کامنت نذارید)
مثلا اینکه عشق تنها راه نجاته!
مثلا یه عالمه ستاره دارم که روشن و کلی پستِ نخونده.
مثلا کمی تا قسمتی ناراحتم از بی مهری ها
مثلا ویولن زدنای شادمهر...
مثلا عشقِ راه رفتن بین انبوه حجم کتابای توی قفسه های کتابخونه:)
مثلا یکمی خل بازیت گل کنه!
مثلا یهویی دلم خواست بیام یه عالمه دری وری بنویسم.
مثلا...
آغاااا از احوالتون بگید یکم... خوبید؟ نصفه شبی احوال پرسیم گرفته!(بالاخره باید یجوری وادارتون کنم چار تا سُخُن این زیر بذارید دیگه:))