مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

دور افتاده از خویش

مهجور

غربتِ پارو زدنِ کَشتیِ دَر گِل...

طبقه بندی موضوعی
بعضی وقتا توی خیابون مترو ایستگاه اتوبوس و هزارتا جای عمومیه دیگه ممکنه با آدمای زیادی برخورد داشته باشیم. مثلا یه سوال میپرسن جواب میدیم لبخند میزنن لبخند میزنیم به یکی کمک میکنیم با کسی که کنارمون نشسته یا ایستاده همصحبت میشیم. به این آدما میگیم رهگذر... رهگذری که شاید همون اولین ملاقاتمون آخرین ملاقات باشه. ما معمولا به  رهگذرا دل نمیبندیم؛ وابستش نمیشیم و وقتیم ازش جدا میشیم غصه نمیخوریم. ولی اگه وسیع تر نگاه کنیم همه ی ما رهگذریم برای هم... ینی دل بستنامون اشتباهه، وابستگیامون غلطه... عادت میکنیم بهم و وقتی از هم رد میشیم یه دنیا غم و غصه رو واسه همدیگه جا میذاریم! ما باید به دلامون بفهمونیم که آدما رهگذرن و دیر یا زود رفتنی. باید یاد بگیریم که فقط رهگذرای خوب و مهربونی برای هم باشیم بدونِ هیچ عادت و وابستگی...

گاهی فقط یه تلنگر کافیه واسه...

مث یه ضربه ی کوچیک به یه دومینو!

یه پیج اینستا بود چن وقت پیش واسه فالو کردنش درخواست دادم ولی خب تا امروز پذیرفته نشد. حالا چی بود و واسه کی بماند ولی یه غریبه بود توی حوزه ی هنر...
امروز یهویی گذرم افتاد به پیج یکی از دوستای همون شخص و دیدم یه سری عکس از اون شخص توی پیجش گذاشته. رفتم و دیدم کنارِ عکسا یه سری چیزای مبهم از نبودش نوشته! کم کم فهمیدم احتمالا اون شخص دیگه نیست:/ ینی تنها چیزی که به ذهنم خطور نمیکرد مرگ بود! نمیدونم من اینجوریم یا همه ولی نمیتونم مرگو هضم کنم:| باورش خیلی سخته واسم که یکی هرچقدرم دور هرچقدرم غریبه بینمون بوده ولی به سادگیه یه خیال دیگه نیست:/ همینجوری یه مدت زمانِ طولانی سرگردان بودم بین عکساش و چشا و صورتم خیسِ اشک واسه کسی که فقط درحدِ اسم میشناختمش... دلم فشرده شد واسه یادگاریاش:/ اصن حالِ خوبی نبود دیدن عکسای کسی که دیگه نیست:/ تصمیم گرفتم دیگه هیچ جایی از خودم چیزی باقی نذارم که باعث بشه کسی یادم بیفته...دوس ندارم چیزی بمونه که بعدِ رفتنم چشمای کسیو خیس کنه:/
نمیدونم شاید خیلی با این قضیه احساسی برخورد میکنم ولی واقعا کشندست بعضی یادگاریا...

دیدید بعضیا بعدِ یه سری شرایط و اتفاقا میگن دیگه هیچ جا، جای من نیست؟!

چقدر خوب میشد اگه آدم یه جایی رو داشت که میدونست همیشگیه واسش حتی اگه بدترین آدمِ روی زمین شده باشه...

یه یادگاری بذارید واسم:) هرچی باشه قبوله...

من یه آدمیم که از پیشنهاد دادن خوشم نمیاد البته فقط واسه خودم! ینی دوس ندارم هیچوقت یه کتاب یا فیلم یا یه آهنگ رو به بقیه پیشنهاد بدم...ولی معمولا از پیشنهاداتِ بقیه لذت میبرم:)
ولی یه مجموعه چهار جلدی کوچیک هست که در بدترین شرایط خوندنش منو به خنده میاره ینی وقتی هیچی نیست که منو بخندونه میرم سراغشو چندتا از داستاناشو میخونم و کلی میخندم:) با اینکه بارها خوندمش اصلا حس نمیکنم تکراری شده واسم... دلم نیومد پیشنهاد نکنم بهتون:]
حالا بعضیا زیاد اهلِ کتابای طنز نیستن و شایدم خوندنشونو وقت تلف کردن بدونن:| این پیشنهادو اصلا واسه اون دسته افراد ننوشتم و خاص کساییه که هم کتاب خوندن دوس دارن هم خوندنِ کتابای طنزو اتلافِ وقت نمیدونن...
البته به سلیقه ی خودتونم بستگی داره ها... منکه عاشق این چهار جلدی قصه های امیر علی به قلمِ امیرعلی نبویان میباشم:) شما چطور؟!

در پی کامنتای حال خوب کنِ دوستانم واسه پستِ قبل به یه چیزِ جالب رسیدم:)
یکی از چیزایی که واسه حالِ خوب بسیار پیشنهاد شد بستنیِ جان بود:] خب منم خعلییییییییی زیاد با این که بستنی جزوِ حال خوب کناست موافقم...
پس هروقت حالتون گرفته بود خودتونو بستنی مهمون کنید احتمالا جواب میده:)
اصن یه جایی دیده شده من گفتم اگه میخواید جزوِ مقربین من باشید منو به بستنی دعوت کنید و اگر خیلی دیگه میخواید مقرب باشید منو که دعوت کردید سهمِ بستنیتونو بدید به من:) البته تریجیحا صنعتی باشه یا قیفی خخخخخخخ...
حالِ ملت با بغل و بوس و اینا خوب میشه حالِ منم با بستنی خخخخخ:))
و اگه کسیو دارید که پایه ی بستنی خوردناتون توی اوجِ سرماست خعلی قدرشو بدونید و دوسش بدارید:)
اگه بخواید یه پیشنهادِ خوب واسه عوض کردنِ حال و هوای بد یه نفر بدید چی پیشنهاد میکنید؟!
مثلا چه آهنگی یا فیلم یا کتابی؟
یا مثلا چه کارایی حالتونو خوب میکنه؟
کلا چی باعث میشه لبخند بزنید وقتی ناراحتید؟
پیشاپیش مرسی بابت پیشنهاداتِ خوبتون:)

سلام دوس جونیام:)

احوالتون؟

یهویی دلم هواتونو کرد؛ اومدم:)

چه خبرا؟ خوش میگذره؟

راستی یه عده تازه اومدن آرامم:] خوش اومدید دوستانِ جدید...

خب از طرفِ حنانه ی جانم دعوت شدم به چالش:)

باحال ترین بلاگر: مریم، شبگرد، نیلی، انارک

مهربان ترین بلاگر: تارا، آرام، آسمان، غریب، بل، هانیه ها، فاطمه، حنانه، ملینا

با ادب ترین: آرام

با معرفت ترین: تارا، آسمان، علیرضا صادقی

با جنبه ترین: شبگرد، زری

شاخ ترین: معنیِ اینو نمیدونستم:/

کلکلوها ^_^

دعوت میکنم از تارا❤ گوگولی دوس داشتی بنویس.